محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

8

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اين پيش از اين است و انگشت سبابه و ميانه را نشان داد كه پهلوى هم است . و چون آغاز روز از طلوع فجر است و پايان آن غروب خورشيد و حديث پيمبر است كه باقيماندهء جهان همانند باقيماندهء روز از نماز پسين تا غروب است . و حديث ديگر كه باقيماندهء جهان چون تفاوت انگشت سبابه و ميانه است و وقت نماز پسين هنگامى است كه سايهء هر چيز دو برابر شود و اين به تحقيق يك نيمهء هفتم روز باشد ، اندكى كم يا بيش ، و تفاوت انگشت سبابه و ميانه نيز چنين باشد . نيز اين حديث پيمبر است كه فرمود : خدا يك نيمه روز را از اين امت دريغ ندارد و معنى گفتار پيمبر يك نيمه روز هزار ساله است . از دو گفته كه از ابن عباس و كعب آوردم اول به صواب نزديكتر است كه دنيا روزى از روزهاى آخرت است و هفت هزار سال است و چون حديث صحيح پيمبر است كه باقى جهان نصف روز است و اين روز هزار ساله است ، معلوم مىشود كه عمر جهان تا هنگام گفتهء پيمبر ششهزار و پانصد سال يا نزديك آن بوده و خدا بهتر داند . آنچه دربارهء زمان جهان از آغاز تا انجام گفتيم از همهء گفته هاى ديگر درستتر است كه شواهد درستى آن را باز نموديم . و هم روايت ديگر از پيمبر هست كه اگر سند آن درست باشد از آن نمىگذريم كه فرمود : زمان هشتاد سال است كه يك روز آن يك ششم دنياست . و چون روز آخرت هزار سال دنياست كه يك روز آن يك ششم عمر دنياست معلوم مىشود كه عمر جهان شش روز ، يعنى ششهزار سال است . به پندار يهودان ، مطابق توراتى كه كه به دست آنهاست ، از آغاز خلقت تا به وقت هجرت چهار هزار و ششصد و چهل و دو سال است و اين را ، با ذكر تولد و مرگ كسان و پيمبران يك به يك از روزگار آدم تا به وقت هجرت پيمبر ما صلى الله عليه و سلم ، به تفصيل ياد كرده‌اند و انشاء الله تفصيل ايشان و تفصيل ديگر علماى اهل كتاب و سيرت و خبر را به موقع خويش بياريم .